وابستگیم کمتره .... به جای هرماه شده ۲ ماه و نیم ... یعنی موفق بودم ...
راستش خیلی سنگ دل شدم ....
خودم دارم میبینم حس می کنم خیلی چیزا واسم بی اهمیته!!!
شاید بد باشه.... شایدم خوب ؟؟؟؟!!!!!
پ.ن: ماهی چی می خواد بشه؟؟ هنوزم دوست دارم ولی ....
اوضاع بد نیس... اما دارم خودمو به بی وفاییها عادت میدم....
دلم می خواست تمامه دنیا یه رنگ بودن....
خدایا شکررررررررررت....
خیلی بزرگی...
دوستون دارم......
پ.ن ویژه: هنووووووووووز ماله خودم نشدی.... اما حاضرم جونمو واست بدم ماهی جونم
خدااااااااااااااایاااااااااااااااااااااااااا
خیلی حرفا زده شد ولی بازم احساس اجازه تصمیم گیری نداد.... با اینکه کلی هم دو تایی اشک
ریختیمو مانع شد بتونم حرفای دلمو بزنم ولی ....
دانشگاهو انصراف دادم.... دلیلشم نمیدونم... دیگه حوصله جنگ و دعوا هم ندارم...
با اینکه ۲۷ ام دیدمت ولی الان جداْ بی انگیزه ام.... خدا به خیر کنه...
پ.ن : ماهی من خیلی دوووست دارم ولی
.... شاید این برای ادامه کافی نباشه .....
برنامه ۲۸ ام بنا به دلایلی کنسل شد....
پ.ن : فیلن برنامه برای ۲۷ ام Ok شده تا ببینیم خدا چی می خواد.....
خدایاااااا بهم عقل بددددددددددددددددددددده.... خدایا کمکم کن بدونم قدممو کجا دارم میزارم...
بهم کمک کن...
خدااااااااااااااااااااا بهت احتیاااااااااااااااااااااااج دااااااااااااااااااارم....
صدامو می شنوی؟!























واااای چقد دلم واسه اینجا... شما... نصیحتاتون... راهنماییاتون... وااای دلتنگیااام تنگ شده بودااااا
همه خوبین؟!
من و ماهی هم خوبیم... اوضاع خیلی بهتر شده... من دیگه مثل سابق نیستم...
حساسیتم رو کم کردم...
خیلی هم موفق بودم... تا خودش خبر نگیره من نمیگیرم...
البته همیشه نه... نمی خواام نه به شووووری قبل باشه نه به بی نمکی.... متعادل
دیگه اینکه تا ۲۸ ام چیزی نموووونده.... آخ جووووووووون... آخه دلم یه ذره شده واااااسش
بازم از تجربیاتتون واسم بگین... خیلی ممنونتوووونم 
دوووووستوووووووون دارررررررررررررررررم 
من خوبم... اوضااااع هم خیلی بهتر...
ماهی ۲۸ ام داره میاد پیشم دیشب بلیط اش Ok شد... رابطه مون بهتر شده فک می کنم خودم زیاده روی می کردم.... دارم رو خودم کار می کنم...
دوستای مهربونم حرفاتون واقعاً آرووومم می کنه از همتون ممنووووووونم 
پ.ن: ماهی جووووووووووووونم فقط ماله خودمی ![]()
شاید چند روز دیگه... ![]()
به دعاهاتون احتیاج دارم....
بچه ها از همتون خیلی خیلی ممنونم که با حرفاتون آرومم می کنین... ببخشید نتونستن بیاد جواب تک
تک تون رو بدم و جبران محبتتون رو بکنم...
برفی راس میگه محبت زیاد نباید باشه... ملیحه جون راس میگه مردا یا زنا فرق دارن چون غرور کاذب
دارن...
گوشیم روشنه ولی هیچ خبری ازش نشده...
تصمیم گرفتم... تا خبری نشده خبر نگیرم وقتی هم خبر گرفت خیلی عادی جوابش بدم نه دوست دارم
نه قربون صدقه هیچی.. باهاش معمولی برخورد میکنم...
هر چی باشه شخصیتم خورد شده... شاید نباید اینجوری می سنجیدمش ولی ازش دورم نمی تونم
ببینم اونجا داره چیکار می کنه بهش اعتماد کامل داشتم ولی گفتم که احساسم بهم دروغ نمیگه الان
بهش اعتماد ندارم...
دوسش دارم ولی به چه قیمتی؟!
باید با خود کنار بیام...
بازم ممنونم از همتون... خیلی.... خیلی... ![]()
![]()
پ.ن: برفی جون ماهی متولد شهریور ماهست.
یا اینکه بی توجه بی دلیل نیس... 
امروز از یه خط ایرانسل ناشناس بهش اس ام اس دادم... بارها و بارها بهش گفته بودم از اینکه یه غریبه
اس ام اس بده و جواب بده آدم متنفرم... ![]()
اگه آشناس خوب عینه آدمیزاد اس م اس بده خودشو معرفی کنه اگه قصد آزار داره پس خودش بمونه تو
کف... ![]()
این اعتقاده منه حالا تا وقتی هم آدم با یکی هست پس دیگه اصن نیازی نیس که بخواد جواب
اس ام اس ناشناس رو بده... ![]()
ولی باز جواب داد و توجیه اش هم این بود که میدونسته منم ولی طرز اس ام اس دادنش چیزه دیگه ای
رو نشون میداد... 
دلم پره موبایلاااا رو علی الحساب خاموش کردم.... از اولین اس ام اسی که جواب داد دارم گریه می کنم
تازه یه توجیه باحالترم این بود که مردا با زنا فرق می کنن... آخه پایبندی و علاقه که زن و مرد نداره...
داره کلافه ام می کنه.... 







چیزی تا ترم بهمن نمونده شیطونه میگه این ترمم نرم تا تنبیه بشه... 
اعصابم به شدت داغووووووووونه تا همین الان داشتم گریه می کردم ولی کی میفهمه... همیشه تو یه
رابطه این خانما هستن که بیشتر تحت فشارن...

برای ملیحه عزیزم....
ملیحه جان ما دوستیم هنوز ازدواج نکردیم... آقا فقط دانشجو و کار دیگه ای نداره... مطمئن باش وقتی
کلاس داره من هیچ وقت نه زنگ می زنم نه اس ام اس میدم... تا قبل از اینم خیلی از این کارایی که
شما فرمودی رو انجام دادم...
ولی احساسم داره بهم میگه بی توجه شده... هر چند شاید تو دلش این نباشه ولی رفتارش داره اینو
نشونم میده... 
آقایون خانما شما اگه عشقتون جواب اس ام اس ناشناس رو بده چه حسی بهتون دس میده؟
با اینکه از اول دوستیمون گفته بودم از این کار متنفرم... آدم خودشو لو میده همیشه... این عین
جمله های منه که خیلی وقتا گفتم اما باز امروز... 




پ.ن ویژه: هنووووووزم خیلی عاشقشم ولی خیلی هم ازش ناراحتم
اتفاقه خاصی نیفتاااده... فقط ماهی امروز قول داد دیگه منو منتظر نزاره... اخه جدیداْ همش شارژ باتری موبایلش تموم میشه بعدم خاموووووش
این میشه که من دق مرگ میشم 
امروز قول داد تند تند جوابمو بده و منو منتظر نزاره.... البته میدونم بعیده... ![]()
اگه راه حلی سراغ دارین بهم بگین تا یا درستش کنم یا خودم انقده حساس نباشم؟! 
واسه همه چی مرسی....
سی یوووو....
دوستون دارم 
پ.ن ویژه: عاشقتم ماهی جووووووونم... به قوله خودت می پرپرمت ![]()
![]()
![]()
امروز ماهی جوووونم اومده بود شهر مااااا 
خیلی خیلی خیلی خوووووش گذشت....
همه چیز عالی بود..... از ۱۰ صبح تا ۵ عصر پیشم بود
کلی گفتیم... خندیدیم... شیطونی کردیم...
می خواس فیلم ببینیم من نذاشتم
همستر بازی کردیم ناهار خوردیم (میگو سوخاری!) وای عشقم واسم ۲تا همستر خریده آورده
نیس من خیلی دوس داررررم.... اینقده خشنگن تازه تا همین الانم تو چرخ و فلکش داره بازی می کنه من به جا اون پا درد گرفتم که ![]()
واااااااااااای قربوش برم که واقعاْ ماهه... مرده منه... میمیرم واااااسش.... ما تلاش می کنیم واسه اینکه ماله هم بشیم به هم برسیم... ![]()
همه چیز عالی بود...
خدا جوووونم شکررررررررررررت واسه همه چیییییی..... ![]()
امروز بهترین بود...
شرررررررمنده.... ![]()
ولی اون ماهی (ماهی نه وا ماهی
) یه بار میاد شهر ما به من سر میزنه... نمی تونه بیشتر بیاد چون یکی هم فاصله زیاده هم اینکه درساش سنگینه ولی بنده خدا باز ماهی یه بار میااااد
فداش بشم که اینقد خوووبه ![]()
الان چیزی به اومدنش نمونده....
خوشحااااااااااااالم ![]()
...
بای تا های ![]()
پ.ن: بچه ها به ساعت پستای من دقت نکنین من با عنوانم هماهنگشون می کنم!!!
امشب عجب هوای خوب و توپی بودااااااا.... جات خیلی خالی بود عشقه من ![]()
دوستای خوبم من خوبم.... اونم خوبه....
ملالی نیس جز دوریه شمااااا....
می خوام یکم راجب خودمون بگم.... من زنبور عسل و آقای ماهی الان درست ۲ سال و چهار ماه که باهم دوستیم... البته تو این مدت اتفاقات زیادی واسمون افتاااااد خیلی تلخ و شیرین.... خووووب ما خیلی تلاش کردیم که راحت به هم برسیم ولی نشده یعنی تا الان نشده.... بعد از اینم همه چی دست خداس... یعنی رسیدنمون اونم که الان وقتش نیس سپردم دست خدا دیگه... گفتم هروقت وقتش شد خودت جورش کن.... همچنان با همیم ولی حرفی از ازدواج زده نمیشه تا یه مدتی آرامش داشته باشیم ![]()
از همه دوستایی که میان و کامنت میزارن تشکر می کنم و با کامنتای خوشکلشون بهم دلگرمی میدن...
امیدوارم دعامون کنین....
دوستوووووووووون داررررررررررررررررررم 
پ.ن: سعی دارم هرروز اینجا رو آپ کنم ایشالله خدا توفیق بده
پ.ن۲: من و آقای ماهی تو یه شهر نیستیم
خونش یه شهره دیگه س البته الان چون درس می خونه یه ور دیگه س.... البته شهرایی که هر دو درس می خونیم به هم نزدیکه
آشناییمون هم با کل سر بچه خواهرامون شروع شد.... یادش به خیررررررررررر........
امروز هم گذشت يه روز ديگه از روزهاي بي تو بودن ![]()
اي کاش يه ذره فقط يه ذره شهامت داشتم ...
اونوقت واسه پنهون کردن بغض تو گلوم سرفه نمي کردم و نمي گفتم مثل اينکه سرما خوردم ...
خسته ام از جواب دادن هاي دروغکي از اينکه به دروغ بخند مو اعلام رضايت بکنم
تا کسي نفهمه روزگارم تلخه ...
براي سوختن براي نابودي من به اينا کار ندارم ... دلم واسه تو تنگ شده ...